بزن بریم به سمت بهترین ها...
سلام

 

بلاگفادیگه بلاگفای قدیم نیست و من از اینجا میرم به آدرس جدید :)

my-dragonflyداتblogداتirعلت اینکه دات ها رو فارسی نوشتم این بود که بلاگفا اجازه نداد آدرس رو کامل بنویسم :/

 

 

 

 

+تاریخ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 13:48 نویسنده یاسمن :) |

آقای بهرام درست گفته بود، درست گفته بود که یک روز خیلی طولانی ست اما یک دهه خیلی کوتاه! بله من در آخرهای 21 سالگی ام تازه به این جمله رسیده ام؛ تازه فهمیده ام که تمام این مدت را داشتم در جهت جریان آب شنا می کردم در حالی که در توهم خلاف جهت رفتن به سر میبردم و خدا می داند که این نوع از توهم ها چقدر می تواند کشنده باشد،می تواند آدم را ببلعد و وقتی بالا بیاورد که دیگر سال های سال گذشته است و تو ماندی و هیچ، دقیقا هــــــیچ! من امروز بیش از هر روز دیگری احساس خوشبختی می کنم، باید اعتراف کنم که بارها و بارها به مرحله ای مشابه این مرحله رسیده ام اما هربار از دفعه ی قبلی اش بیشتر احساس خوشبختی کرده ام ، چون حسی در من زنده شده که نوید پیدا کردن راه زندگی ام را می دهد... آمنه درست گفته بود که پخته شو اما داغ نه، که داغ بودن سرد شدن را در پی دارد و پخته شدن پخته ماندن را!

+تاریخ شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ساعت 21:0 نویسنده یاسمن :) |

نوشتن همیشه اتفاق خوبی برای من بوده است، این را از همان روزهای کودکی ام فهمیده بودم، شاید از همان روزهایی که به خانه ی بابا حسین (پدربزرگِ مرحومم) میرفتم فهمیدم،  از همان وقتی که براش موقع رفتن نامه مینوشتم و میگفتم که چقدر دوست داشتم بیشتر پیششان باشم و چقدر دلم برایشان تنگ خواهد شد... بعدتر ها که بزرگتر شدم بارها و بارها دفتر های مختلفی را برداشتم و وقتی که به اتمام میرسیدند ، آن ها را پاره می کردم، هنوز هم نمیدانم چرا(واقعا چرا پاره می کردمشان؟ شاید چون فکر میکردم خوب نیستند یا خوب ننوشته ام یا شاید نمیخواستم به یادبیارمشان!) این روزها اما کمتر نوشتم و این کمتر نوشتن برایم اتفاق خوبی نبود، مجبور بودم تمام ان چیزهایی را که با نوشتن از سنگینیشان کم می شد را در دلم نگه دارم چون بلد نبودم چطور باهاشان کنار بیایم، این چیزهای سنگین الزاما چیزهای بدی نیستند، گاهی چندین فکر خوب هستند که یک جایشان می لنگد و همین باعث می شود تا به نتیجه نرسند و افکاری که به نتیجه نمی رسند سنگین می شوند( برای من که اینطور است، شما را نمی دانم.)... امروز اما روز دوباره نوشتن است، روز دوباره شروع کردن، نه مثل گذشته،  بلکه بهتر از آن...

:)

+ معجزه شده من میدونم :)

+سبک جدید

+حرفای جدید

+روزهای جدید

+تاریخ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:24 نویسنده یاسمن :) |

طرز نگاه تو به زندگیه که روزگارتو میسازه

اینو از من قبول کن

با بند بند وجودم درکش کردم... :)




+تاریخ یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:48 نویسنده یاسمن :) |
خدایا

خیالم راحت است که اگر همه مرا ترک کنند، تو همواره کنارم خواهی ماند.

دیده ام که هر بار غمی قلبم را تسخیر کرد تو چطور معجزه را نشانش دادی تا خیالش راحت

شود که هستی.

دیده ام که چطور هر بار از یادت غافل شدم، تلنگری بر وجودم زدی و دوباره به من یادآور

 شدی
که تویی وجود مطلق و تویی آن کس که همیشه می توانم به وجودش دلخوش باشم.

خدایا

هر بار که اندوهی زندگیم را فرا گرفت این تو بودی که لبخند را بر لبانم کاشتی و خودت را

نشانم دادی.

و هر بار که حس کردم باخته ام این تو بودی که نور امید را بر قلبم تاباندی تا به یاد بیاورم

توانایی هایی را که تو در وجودم قرار داده ای...

می شود قولی به من دهی؟

هر بار که از یادت غافل شدم سیلی محکمی بر گونه ام بزن تا یادم بماند که تو تنها معشوق

حقیقی هستی و تویی، تنها تویی که تا همیشه برایم خواهی ماند...

+تاریخ دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ساعت 10:35 نویسنده یاسمن :) |

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”

یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را . . .

بهشان خرده نگیرید !

این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ،

مسئولیت دارد

ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را میفهمی ،

میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ،

تا تو شاد باشی . . .

آزارت نمیدهد ،

دلت را نمی شکند...

من این دوست داشتن را می ستایم . . .!

"زویا پیرزاد"


+تاریخ پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 11:26 نویسنده یاسمن :) |
اگر مرا دوست نمی داری

دوست نداشته باش!

من هر طور شده

خودم را از این تنگنا نجات می دهم

اما دوست داشتن را فراموش نکن

عاشق دیگری باش!

این ترانه نباید به پایان برسد

سکوت آدم ها را می کشد

این چشمه نباید بند بیاید

میخک هایی که در قلب ها شکوفا شده اند

از تشنگی می خشکند

اگر دوست داشتن را فراموش نکنی

تمام زیبایی ها را به یاد خواهی آورد!


"رسول یونان"



باران میاید

اشک شوق ابرها را در پاییز پر طراوت این روزها دیده ای؟

آرزو کن

گوش های خدا پر است از آرزو

و دستهایش پر است از معجزه...


+تاریخ پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ساعت 19:8 نویسنده یاسمن :) |
تاسوعا و عاشورای 92 جدا از تمام حواشی غیر قابل درکش برای من، یک کلمه را مدام زیر گوشم تکرار می کرد

و مدام مصداقش را به چشمانم نشان می داد...



و آن "معجزه" بود ...



تهران-خیابان گرگان

+تاریخ جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:12 نویسنده یاسمن :) |
برای من 
دوست داشتن 
آخرین دلیل دانایی است
اما هوا همیشه آفتابی نیست
عشق همیشه علامت رستگاری نیست
و من گاهی اوقات مجبورم
به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم
چقدر خیالش آسوده است
چقدر تحمل سکوتش طولانی ست
چقدر ...

"سید علی صالحی"


دلم به حال پروانه‌ها می‌سوزد
وقتی چراغ را خاموش می‌کنم...
و به حال خفاش‌ها
وقتی چراغ را روشن می‌کنم ...
نمی‌شود قدمی برداشت
بدون آن‌که کسی برنجد ...
" مارین سورسکو"

+تاریخ دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:6 نویسنده یاسمن :) |
آسمان را به یاد داری؟

همان که هر گاه دلت می‌گیرد حال ابرهایش را می‌فهمی

همان بیکرانی که هر گاه دلت برای پروردگارت تنگ می‌شود نگاهش می‌کنی

همان سیاه تاریکی که هرگاه مهتابش را می‌بینی رویاهایت جان می‌گیرند

همان آسمانی که ابرهایش برای تپیدن قلب تو قطره قطره آب می‌شوند

همان جایی که بی‌نهایت دید چشم‌هایت را در افق‌هایش می‌بینی

همان راه پیچ در پیچ و پر ستاره‌ای که هرگاه دستانت را به سوی الهه‌اش دراز می‌کنی آسمان با تمام ستاره‌هایش تسلیم دستان توست

 

و این خداوندگار است که وسعتش در زمین و آسمان‌ها جا نمی‌گیرد اما قلب تو، تا همیشه، خداوند را در خود جای داده تا خدا در قلب توست آرزوهایت نخواهند مرد تا او نگاهت می‌کند تو نخواهی افتاد و اگر روزگاری تو را در شکست انداخت بدان این نیز آغازی است پر شورتر و تولدیست از جنس جاودانگی…


منبع:لبخند زندگی

+تاریخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ساعت 9:26 نویسنده یاسمن :) |