X
تبلیغات
لبخند هایِ پر امیــــدِ صورتی :)
بزن بریم به سمت بهترین ها...
همیشه تو بیان احساساتم صادق بودم، اینو اطرافیانم خوب میدونن!

هیچ وقت اغراق نکردم چون باور داشتم که احساسات تو میتونه هم یکی رو جون ببخشه و هم ویران کنه، پس خیانت بزرگیه اگه بخوای تو بیانش صادق نباشی، البته پیش اومده امروز یه حسی نسبت به موضوعی داشته باشم و فردا اتفاقاتی افتاده باشه که کاملا نظرمو تغییر داده...

همیشه بر این باور بودم که آدم ها خوبن مگر اینکه خلافش ثابت بشه اگرچه به خاطر این باور گاهی بهم خیلی سخت گذشته و گاهی هم انتقادهایی بهم شده اما هر کاری کردم نتونستم از این باور دست بکشم.

من شک ندارم که:

. when you smile to the world , the world smiles back

smile:) دانلودش زیاد طول نمیکشه!

    , when the egg breaks by a power outside a life ends

, when the egg breaks by power within a life begins

. Great things always begin with that power inside

" keep smiling for good "



+تاریخ جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 0:0 نویسنده یاسمن :) |
بیا خنده های همدیگر را بغل کنیم

بیا

بیا حواسمان باشد که چه حال خوبی داریم دوست جان من

بیا ستاره هایمان را به هم نشان دهیم

بیا بر جاذبه ی زمین غلبه کنیم و به پرواز درآییم

بیا دور شویم از هر چه هست

...


سال نو مبارک :)

+ دوست جان ها بسیارند...

+بدهکاریم به یکدیگر و به تمام "دوستت دارم"های نگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماندند و ما آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم منطقی هستیم....

دوست جان ها، دوستتان دارم!

+تاریخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 13:50 نویسنده یاسمن :) |
خدایا

خیالم راحت است که اگر همه مرا ترک کنند، تو همواره کنارم خواهی ماند.

دیده ام که هر بار غمی قلبم را تسخیر کرد تو چطور معجزه را نشانش دادی تا خیالش راحت

شود که هستی.

دیده ام که چطور هر بار از یادت غافل شدم، تلنگری بر وجودم زدی و دوباره به من یادآور

 شدی
که تویی وجود مطلق و تویی آن کس که همیشه می توانم به وجودش دلخوش باشم.

خدایا

هر بار که اندوهی زندگیم را فرا گرفت این تو بودی که لبخند را بر لبانم کاشتی و خودت را

نشانم دادی.

و هر بار که حس کردم باخته ام این تو بودی که نور امید را بر قلبم تاباندی تا به یاد بیاورم

توانایی هایی را که تو در وجودم قرار داده ای...

می شود قولی به من دهی؟

هر بار که از یادت غافل شدم سیلی محکمی بر گونه ام بزن تا یادم بماند که تو تنها معشوق

حقیقی هستی و تویی، تنها تویی که تا همیشه برایم خواهی ماند...

+تاریخ دوشنبه دوم دی 1392ساعت 10:35 نویسنده یاسمن :) |

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”

یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را . . .

بهشان خرده نگیرید !

این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ،

مسئولیت دارد

ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را میفهمی ،

میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ،

تا تو شاد باشی . . .

آزارت نمیدهد ،

دلت را نمی شکند...

من این دوست داشتن را می ستایم . . .!

"زویا پیرزاد"


+تاریخ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 11:26 نویسنده یاسمن :) |
اگر مرا دوست نمی داری

دوست نداشته باش!

من هر طور شده

خودم را از این تنگنا نجات می دهم

اما دوست داشتن را فراموش نکن

عاشق دیگری باش!

این ترانه نباید به پایان برسد

سکوت آدم ها را می کشد

این چشمه نباید بند بیاید

میخک هایی که در قلب ها شکوفا شده اند

از تشنگی می خشکند

اگر دوست داشتن را فراموش نکنی

تمام زیبایی ها را به یاد خواهی آورد!


"رسول یونان"



باران میاید

اشک شوق ابرها را در پاییز پر طراوت این روزها دیده ای؟

آرزو کن

گوش های خدا پر است از آرزو

و دستهایش پر است از معجزه...


+تاریخ پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 19:8 نویسنده یاسمن :) |
تاسوعا و عاشورای 92 جدا از تمام حواشی غیر قابل درکش برای من، یک کلمه را مدام زیر گوشم تکرار می کرد

و مدام مصداقش را به چشمانم نشان می داد...



و آن "معجزه" بود ...



تهران-خیابان گرگان

+تاریخ جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 10:12 نویسنده یاسمن :) |
برای من 
دوست داشتن 
آخرین دلیل دانایی است
اما هوا همیشه آفتابی نیست
عشق همیشه علامت رستگاری نیست
و من گاهی اوقات مجبورم
به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم
چقدر خیالش آسوده است
چقدر تحمل سکوتش طولانی ست
چقدر ...

"سید علی صالحی"


دلم به حال پروانه‌ها می‌سوزد
وقتی چراغ را خاموش می‌کنم...
و به حال خفاش‌ها
وقتی چراغ را روشن می‌کنم ...
نمی‌شود قدمی برداشت
بدون آن‌که کسی برنجد ...
" مارین سورسکو"

+تاریخ دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 10:6 نویسنده یاسمن :) |
آسمان را به یاد داری؟

همان که هر گاه دلت می‌گیرد حال ابرهایش را می‌فهمی

همان بیکرانی که هر گاه دلت برای پروردگارت تنگ می‌شود نگاهش می‌کنی

همان سیاه تاریکی که هرگاه مهتابش را می‌بینی رویاهایت جان می‌گیرند

همان آسمانی که ابرهایش برای تپیدن قلب تو قطره قطره آب می‌شوند

همان جایی که بی‌نهایت دید چشم‌هایت را در افق‌هایش می‌بینی

همان راه پیچ در پیچ و پر ستاره‌ای که هرگاه دستانت را به سوی الهه‌اش دراز می‌کنی آسمان با تمام ستاره‌هایش تسلیم دستان توست

 

و این خداوندگار است که وسعتش در زمین و آسمان‌ها جا نمی‌گیرد اما قلب تو، تا همیشه، خداوند را در خود جای داده تا خدا در قلب توست آرزوهایت نخواهند مرد تا او نگاهت می‌کند تو نخواهی افتاد و اگر روزگاری تو را در شکست انداخت بدان این نیز آغازی است پر شورتر و تولدیست از جنس جاودانگی…


منبع:لبخند زندگی

+تاریخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 9:26 نویسنده یاسمن :) |

من تورا خواهم گفت
من تو را هردم و
دائم به دلم خواهم گفت

من تورا خواهم گفت
به دورترين کوچ پرستو در باد
وبه آواره ترين پيچک گمگشته ز ياد
وبه شادترين قطره باران در خاک

من تـــو را خواهــــــــم گفت
به سکــوتي که تــو را از دل من مي دزدد
وبه پر وانه اي از جنس دلـــم
و به اشعار پراکنده ي قلبم در خــــــــــاک

بـه همـــه مـــي گويم که
تورا مي جوِيــــــــم...


"و به شوق فردا که تو را خواهم دید

چشم به راه می مانم..."


+تاریخ دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 10:10 نویسنده یاسمن :) |



آقای پدر
میدانی چیست؟
خنده هایت معجزه میکنند برای دخترت!
دختری که حتی اگر صد سالش هم شود باز همان دخترک لوسی ست که حتی برای ثانیه ای دیدن اخمت اشک به چشمانش می آورد!
باز هم می دانی چیست؟
در تمام غم ها
تمام خستگی ها
تمام سکوت های بی کسی...
خنده ات
یاد خنده ات
رویای به جامانده از خنده ات
و هر آنچه که خنده های تو را داشته باشد
معجزه میکند برایم
معجزه ای که اجازه ی خم شدن
شکستن
و زانو زدن را به من نمی دهد...
و من عاشق این شیرین ترین معجزه ی زندگیم هستم :)

سالروز زاده شدنت مبارک بابای خنده روی من ! :*

+تاریخ جمعه پنجم مهر 1392ساعت 10:25 نویسنده یاسمن :) |